تبلیغات
اقتصاد اسلامی

اقتصاد اسلامی
فاعتبروا یا أولی الأبصار 
قالب وبلاگ
نویسندگان
ابر برچسب ها
راه کارهای اقتصادی سعید جلیلی حسن عباسی اقتصاد ربوی ربای سازمان یافته اخبار اقتصادی انتخابات بانکداری ربوی برنامه های اقتصادی کاندیداهای ریاست جمهوری بانک فروپاشی اقتصاد آمریکا بانکداری غیر اسلامی دکتر حسن عباسی مصرف گرایی اقتصاد ربوی برنامه اقتصادی دکتر سعید جلیلی گفتمان پیشرفت و انقلاب امام خمینی مهمترین اظهار نظر و یا برنامه درباره مسائل اقتصادی انتخابات ریاس لیبرالیسم تئوری های اقتصاد اسلامی سعید جلیلی بازار اسلامی برنامه اقتصادی کاندیداهای ریاست جمهوری اقتصاد اسلامی جان مینارد کینز ربا گزیده ای از برنامه های اقتصادی کاندیداها گزارشی از برنامه های اقتصادی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری علوم پوزیتیویستی ربا خواری اقتصاد مقاومتی ربا جنگ با خدا اخبار انتخابات 92 اخبار انتخابات ریاست جمهوری یازدهم وال استریت برنامه های کاندیداهای ریاست جمهوری نظام سرمایه داری برنامه های دکتر سعید جلیلی پول شورش علیه طمع کپیتالیسم رباخواری سرمایه‌داری اقتصاد لیبرالی خلق پول حسن عباسی بانک و ربا بیع لیبرال طمع جامعه مدنی اندیشکده یقین

به طور کلی در هنر اسلامی، خیال، تخیل و تشبیه نداریم! به جاش تذکار، تذکر و تمثیل داریم!

فانتازیا (فانتزی) به معنی خیال ریشه در حواس 5 گانه و صور ظاهری اشیاء (فانتاسما) داره. در فلسفه اسلامی فانتازیا رو به «حس مشترک» یا «لوح النفس» ترجمه کردند؛ به معنی اینکه قوه خیال (فانتزی) وظیفه یادآوری یا بازنماییِ تصاویری رو داره که توسط حواس 5 گانه در حافظه یا ذهن ذخیره شدند. ممیسیس که معنی درستش تخیله نه بازنمایی، در فلسفه اسلامی به قوه متصرفه یا متخیله ترجمه شده که وظیفه ترکیب و تصرف و تشبیه تصاویری رو داره که قبلا در حافظه ذخیره شده و با خیال مجدد یادآوری میشه.

افلاطون دو تا واژه ی «آیکازیا» و «فانتاسما» داره که آیکازیا (آیکون) به معنی شباهت ماهوی یا معنوی به تصویر اصلی در عالم مُثُل هستش و فانتاسما به معنی شباهت ظاهری به تصویر اصلی در عالم مثاله. همین آیکازیا بعدها به هنر سمبلیسم (هنر افلاطونی) میرسه و فانتاسما به هنر فرمالیسم (هنر ارسطویی). افلاطون عقیده داشته که آیکازیا و فانتاسما اساسا معرفت کاذب و نسبی‌گراست چون مبنتی بر حواسه و حواس در نزد هرکسی متفاوته در نتیجه نسبی و فاقد حقیقته. و اینها رو در دسته دکسا یا معرفت ظنی قرار میداد.

ارسطو به جاش دو تا واژه ی فانتزی (خیال) و ممیسیس (تخیل) رو داره که در فانتزی، فانتاسما (صور ظاهری) یادآوری یا بازنمایی میشه و در ممیسیس هنرمند، این صور ظاهری که در فانتازیا به وسیله حواس جمع آوری شدند رو با هم ترکیب و به اصطلاح تشبیه میکنه و اثر هنری جدیدی خلق میکنه. ارسطو این هنر رو دارای معرفت تلقی میکنه و جزو دسته «ایدیا» قرار میده.

در اسلام به جای خیال، تذکار (از ریشه ذکر به معنی یادآوری چیزی در قلب و فواد) داریم. خیال و تذکار هردو قوه یادآوری هستند با این تفاوت که خیال مبتنی بر حس و در چیزی به نام حافظه یا قوه حاسه است و تذکار مبتنی بر الهام و رویای غیبی و در قلب و فواد هستش.

به جای تخیل، تذکر (به معنی جمع کردن و یاددهی کردن چیزی در قلب یا فواد) داریم با این تفاوت که در تخیل، امکان تصرف و تغییر در صور و حواس وجود داره و در تذکر به علت جزمیت مذکور امکان تصرف و تغییر وجود نداره. در تخیل «تشابه» رقم میخوره و در تذکر «تماثل». تشبیه معرفتی است ظنی، نسبی و فاقد حقیقت و تمثیل معرفتی است جزمی و حتمی و دارای حقیقت محض. در قرآن گفته میشه کسانی که فتنه گر هستند دنبال تشابهاتند در حالی که جای دیگه گفته میشه در قرآن هرگونه مثالی آورده شده و خدا از مثال زدن ابایی نداره!

در خیال فقط حواس 5 گانه مطرحه و هیچ گاه غیب رو برنمی‌تابه در حالی که در تذکار علاوه بر غیب، حواس هم موضوعیت دارند با این تفاوت که تنها وظیفه‌ی دریافت آیات رو دارند؛ چرا که سمع و بصر همانند فواد مسئول هستند. اما چرا فقط سمع و بصر، سه قوه دیگه چی؟ به طور کلی حس لامسه، چشایی و بویایی به تنهایی در هنر امکان ندارند؛ ترکیب این سه حس با حس شنوایی، هنرهای تصویری رو رقم میزنند و ترکیب این سه حس با حس بینایی، هنرهای سمعی مثل ادبیات رو به وجود میارن.

در تخیل، اثر هنری مبنتی بر حواس تولید میشه و وظیفه برانگیختگی تخیل (تجربه‌های حسی) مخاطب رو داره. در تذکر، اثر هنری مبتنی بر آیت مداری (در حواس) و الهامات قلبی و رویایی در فواد رقم میخوره و وظیفه برانگیختگی تذکر و تجربه‌های معنوی مخاطب رو داره. در تذکر به گفته عرفا و حکما اساسا پرداختند به حواس، امکان تعقل و رویای صادقه رو مخدوش و غیر ممکن میکنه. در تخیل و هنر مفهومی نیز به گفته کالریج حواس مخدوش کننده رویا و الهام (دریافتهای متافیزیکی در عالم خلسه) شاعران هستش.



برچسب ها: هنر، هنر دینی، تخیل، هنر ارسطویی، هنر افلاطونی، ذکر، هنر در قرآن،  
[ پنجشنبه 8 تیر 1396 ] [ 02:55 ق.ظ ] [ احمد ادریسی ]
دانلود مجموعه کتاب‌شناسی لیبرالیسم
شامل 86 عنوان کتاب ترجمه شده




طبقه بندی: لیبرالیسم، 
برچسب ها: کتاب لیبرالیسم، کتاب‌شناسی لیبرالیسم، لیبرالیسم، دانلود لیبرالیسم، دانلود کتاب، مجموعه کتاب لیبرالیسم، لیبرال،  
[ پنجشنبه 25 خرداد 1396 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ احمد ادریسی ]
در بحبوحه انقلاب‎‌های لیبرالی که سراسر اروپا را در قرن 19 به خود مشغول کرده بود، اندیشه‌های لیبرالی توسط لیبرال‌های ایرانی که در زمان مشروطه به منورالفکران یا روشن‌فکران معروف بودند، به تأسی از اروپاییان وارد ایران شد. اما لیبرال‌های ایرانی با مشکل بسیار جدی برای ترویج افکار و اندیشه‌های لیبرالی در ایران مواجه شدند و آن هم باورهای مذهبی مردم و قدرت و نفوذ روحانیت شیعه در ایران بود که جلوی چنین اندیشه‌هایی را می‌گرفت. این امر، لیبرال‌های مشروطه‌‌خواه را ناگزیر به سمت تطبیق اصول لیبرالیسم با اسلام کشاند تا از این طریق بتوانند جلوی مخالفت‌های روحانیون و مردم را برای اجرای احکام لیبرالیسم بگیرند. منورالفکران و لیبرال‌های ایرانیِ عصر مشروطه از هر خدعه و نیرنگی برای نهادینه کردن لیبرالیسم در ایران استفاده می‌کردند؛ آنان مفاهیم و ارزش‌های لیبرالی را مخصوصا در پوشش مفاهیم اسلام گنجاندند تا این باور را میان مردم و مذهبیون ایجاد کنند که لیبرالیسم و غرب‌گرایی نه تنها در تضاد با دین نیست بلکه برآمده از اصول اساسی دین است.

در این بین «میرزا ملکم خان» -که یکی از لیبرال‌های مشروطه‌خواه بود- در یک سخنرانی در جمع لیبرال‌های اروپایی در لندن، چنین پرده از استراتژی جریان لیبرال عصر مشروطه برمی‌دارد: (*جهت اختصار تنها به یک نمونه تاریخی اشاره می‌شود)
«مردم آسیای صغیر هم‌چنان تاریخ جنگ‌های صلیبی را به خاطر دارند و می‌اندیشند که سیاست جدید شما همان جنگ صلیبی است اما در شکلی متمدنانه‌تر: «جنگ صلیبی علمی». در چنین شرایطی هرچیزی که از اروپا بیاید با آن مخالفت می‌کنند و باید هم بکنند. برای اخذ قوانین و سیاست شما تنها یک راه باقی می‌ماند: این است که بگوییم اصول شما از آنِ خود اسلام و تماماً اسلامی است. با چنین شیوه‌ای به آسانی می‌توان اصول تمدنی شما را گرفت و گفت این اصول از اسلام اخذ شده است!» ملکم خان در جای دیگری نیز چنین می‌گوید: «چنین دانستم که تغییر ایران به شکل اروپا کوششی بی فایده است، از این رو فکر ترقی مادی را در لفاف دین عرضه داشتم» (فریدون آدمیت، کتاب اندیشه ترقی و حکومت قانون)

روشن‌فکران ایرانی تجددشان چنین آغاز شد که اساس قوانین و اصول تمدنی [غرب] که از اساس با دیانت و دین باوری در تضاد بود، با دیانت و قوانین شرعی و اصول آن، آشتی و صورتی مقبول و شرعی از آن ارائه دهند (کتاب مشروطه ایرانی). اما چنین تطبیق مکارانه‌ای تنها به جریان لیبرال ختم نشد؛ بلکه از همین طریق برخی از مذهبیون و روحانیون شیعه که با اصول لیبرالیسم و مفاهیم آن آشنایی نداشتند در دامی که لیبرال‌ها برای مذهبیون پهن کرده بودند، افتادند و همانند آنان دست به چنین تطبیق ‌و تقلیل‌هایی زدند.

اما در این بین، جریان اصیل روحانیت شیعه هم‌چون «شیخ فضل‌الله‌ نوری» که به درستی تناقض نهان و آشکار بین لیبرالیسم اروپایی با اسلام شیعی را دریافته بودند، در مخالفت با لیبرال‌ها (مشروطه‌خواهان) برخواستند و در مسیر همین مبارزه با لیبرالیسم ایرانی که سعی در تطبیق آن با اسلام را داشت به دار آویخته شدند و بی راه نیست که شیخ فضل الله نوری را شهید راه مبارزه با لیبرالیسم ایرانی بنامیم.

چنین واکنش‌ها و جریاناتی که در قرن نوزدهم در ایران و هم‌زمان با شروع انقلاب‌های لیبرالی در اروپا اتفاق افتاد، حافظه تاریخی مردم ایران در مورد لیبرالیسم و غرب‌گرایی را شکل داد. از یک سو حیله‌ی «لیبرالیسم همان اسلام است» که توسط جریان لیبرال مشروطه‌خواه و مذهبیون ساده لوح رواج یافت و تا حال حاضر و حتی پس از انقلاب اسلامی چنین باوری هنوز در میان مردم و مسئولین و روشن‌فکران رایج است بدون آن‌که با پشتوانه چنین باور ساده لوحانه‌ای آشنایی داشته باشند. همین حیله‌ی مکارانه سبب شد تا پس از 150 سال در حافظه جامعه ایرانی چنین باشد که اصول سیاسی، فرهنگی و اقتصادی غرب می‌تواند با اصول اسلام شیعی مطابقت داشته باشد!

و از سوی دیگر جریان اسلام‌گرا که لیبرالیسم و عرف‌گرایی را ناقض احکام شریعت اسلام می‌دانست و در صدد بود تا با طرح نظریه ولایت فقیه و عدم سلطه اندیشه کفار بر جامعه اسلامی، اندیشه‌ی ناب اسلامی را در مقابله با لیبرالیسم نمایان کند؛ و همین اندیشه‌ بود که سال‌های پس از مشروطه، انقلاب اسلامی را رقم زد و اکنون 39 سال پس از انقلاب، هنوز مبارزه با لیبرالیسم ایرانی جزو ارزش‌های اصلی این جریان محسوب می‌شود.



طبقه بندی: لیبرالیسم، 
برچسب ها: لیبرالیسم، لیبرال، مشروطه، لیبرالیسم در ایران، لیبرالیسم ایرانی، روشنفکری، تاریخ لیبرالیسم،  
[ جمعه 19 خرداد 1396 ] [ 06:45 ق.ظ ] [ احمد ادریسی ]
اروپا از سده یازدهم تا هفدهم میلادی در فواصل مختلف درگیر جنگ‌های صلیبی و سپس جنگ‌های مذهبی کلیسا بوده است. انسان اروپایی قرن‌های متمادی سرگرم کشتار و غارت مذاهب و کشورهای مختلف بوده است که پادشاهان و کلیسای مسیحی آن‌ جنگ‌ها را ترتیب داده بودند. جنگ‌های مذهبى در اروپا و کشتار میلیون‌ها انسان، احترام مذهب را از میان برد و موجب شد تا انسان اروپایی دست به اصلاحات دینی و سپس کنار گذاشتن کامل دین بزند. 

شدت تأثیر درگیری‌ها میان مذاهب مسیحیت چنان زیاد بود که سبب به وجود آمدن تفکرات لیبرالی مانند تساهل تسامح، کثرت‌گرایی دینی، حق آزادی انسانی و فردی و عدم دخالت دین و دولت در زندگی فردی و اجتماعی شده است. 

پُل وایدمن، استاد فلسفه دانشگاه نوتردام در کتاب دین و لیبرالیسم می‌نویسد: 
«فلسفه لیبرال در واکنش به جنگ‌هاى مذهبی مطرح شده است. دین تهدیدى براى ثبات سیاسى است و تنها راه جلوگیرى از تهدیدات دینى که مانع ثبات ‏می‌باشد، محدود کردن دین به قلمروى شخصى و خصوصى در دو حوزه تفکر و عمل است و در حقیقت فلاسفه لیبرال جدید معتقدند که دین تهدیدى براى دموکراسى لیبرال است. به همین جهت، متفکرین جدید لیبرال نیز مبانى لیبرالیسم را نتیجه جنگ‌هاى مذهبی مى‏دانند؛ به عنوان مثال «جان راولز» صریحاً بنیان و ریشه‏هاى لیبرالیسم را در نتیجه جنگ‌هاى مذهبی کلیسا مى‏داند و تسامح دینى را به عنوان یکى از دستاوردهاى مشخص آن مى‏نامد و استدلال مى‏کند که تسامح باید به خود فلسفه نیز گسترش پیدا کند.»

جنگ‌هاى مذهبی در اروپا که موجب شکل‌گیری اعتقاد به پلورالیزم دینى و تسامح و تساهل گردید، باعث شد که بعدها این دو تفکر جزء ارزش‌هاى لیبرالیسم قرار گیرند. این دو ارزش و نیز دیگر ارزش‌هاى لیبرالیسم به تدریج در مبانى فلسفى و سیاسی و اقتصادی انسان اروپایی راه پیدا کرد.



طبقه بندی: لیبرالیسم، 
برچسب ها: اقتصاد اسلامی، لیبرالیسم، لیبرال، اقتصاد، اقتصاد لیبرالی، جنگ مذهبی، تساهل و تسامح،  
[ جمعه 19 خرداد 1396 ] [ 06:41 ق.ظ ] [ احمد ادریسی ]

لایه اول- سطح استراتژیکی:

 بانک مرکزی آمریکا با چاپ پول (دلار) بدون پشتوانه عملاً بزرگترین رباخوار جهانی محسوب می‌شود. دلاری که امروز مبنای اقتصاد جهانی است هیچ مابه‌ازایی در واقعیت ندارد و در واقع از هیچ خلق شده است و از همین طریق با انتشار آن در سطح جهان، از دولت‌ها و مردم بهره دریافت می‌کند. آمریکا با خلق پول بدون پشتوانه که معادل یک کالای تولید شده واقعی است، عملاً هیچ زحمتی نمی‌کشد و می‌تواند دست‌رنج اقتصاد کشورها که همان کالاهای تولید شده واقعی هستند را ببلعد و حتی از آن‌ها سود دریافت کند! و این مصداق بارز رباخواری جهانی است.

تورم آمریکا سالیانه 400 درصد است؛ اما نمودی در داخل آمریکا ندارد. زیرا دلار آمریکا پشتوانه‌ی معاملات جهان است؛ لذا هرکشوری بسته به بزرگی اقتصاد خود، بخشی از این تورم را از آمریکا وارد می‌کند. (مایک ملونی، 2014م) «تورم» نوعی «مالیات پنهان» است. آمریکا با خلق پول بدون پشتوانه، موجب تورم و صادرات آن به دیگر کشورها می‌شود و این امر باعث کاهش ارزش پول ملی‌ کشورها شده و به نوعی، به صورت غیرقانونی و پنهانی از مردم مالیات و بهره دریافت می‌کند. دلار آمریکا که پشتوانه همه معاملات جهانی است به علت نداشتن پشتوانه، ارزش آن بسیار متغیر است. آمریکایی‌ها هر وقت که بخواهند می‌توانند ارزش پول خود و سایر کشورها را دستکاری کنند؛ لذا پول‌های رایج جهانی ملازم با رباست چرا که در نسبت با دلار بدون پشتوانه سنجیده می‌شوند که لحظه‌ای ثبات ندارد و همواره باید تغییر ارزش آن توسط سود و بهره جبران شود. در نهایت با چنین سیستم پولی در اقتصاد جهان، «قرضه الحسنه بدون سود» هیچ‌جایگاهی ندارد. (حائری شیرازی، 1391ش)

لایه دوم سطح تاکتیکی:

پول باید همچون طلا دارای ارزش ثابت و ذاتی باشد. پول امروز چگونه است؟ کاغذی‌ست که مقرر شده بود تا رسیدی برای طلاهای موجود در گاوصندوق خزانه‌ی هر کشور باشد یعنی به ازای آن، طلا موجود باشد. بعد از فروپاشی پیمان برتون وودز و با دستور نیکسون رئیس جمهور آمریکا- مقرر شد تا سیستم پایه‌ی طلا منحل شود و از آن پس دیگر دلار آمریکا، بدون پشتوانه است. سپس دیگر کشورها نیز در پی آمریکا همین‌گونه عمل کردند؛ امروز تمام پول‌های جهان بدون پشتوانه است.

بانک‌ مرکزی کشورها نیز همانند آمریکا با چاپ پول بدون پشتوانه عملاً در سطح ملی دچار رباخواری هستند. در عین حال طبق قانون نظام بانک‌داری، علاوه بر بانک‌های مرکزی، هریک از بانک‌ها می‌توانند به صورت جداگانه پول خلق کنند. بانک‌ها به واسطه‌ی سپرده‌هایی که مردم در اختیارشان قرار می‌دهند، می‌توانند طبق قانون ضریب فزاینده، بخشی از این سپرده‌ها را طبق قانون، در اختیار بانک مرکزی قرار دهند و بخش دیگر را به فردی دیگری وام بدهند. سپس پولی که وام داده شده است مجدداً وارد سیستم بانکداری شده و توسط بانک‌ها مجدداً همان مسیر قبلی که بخش از سپرده در اختیار بانک مرکزی قرار گرفته (10 درصد سپرده) و بخش دیگر آن (90 درصد) وام داده می‌شود. این مسیر سپرده‌گذاری و وام دادن آن به افراد مختلف تا جایی پیش می‌رود که علاوه‌بر پول اولیه‌ای که سپرده گذاری شده، پولی اضافه‌تری نیز خلق می‌شود که از ابتدا وجود نداشته است! (کتاب مکانیزم پول مدرن، بانک مرکزی ایالات متحده، 1994م)  این امر موجب رشد تورم و در نهایت رباخواری می‌شود؛ به‌طوری که بانک‌ها از طریق پولی که وجود ندارد و صرفاً به صورت اعتباری از طریق وام دادن‌های مکرر خلق شده، از مردم سود دریافت می‌کنند. این شیوه رباخواری بانک‌ها بر بدهکار کردن مردم از طریق وام‌گرفتن استوار است، مردم هرچه قدر وام‌دارتر و بدهکارتر به سیستم بانکی‌ باشند، آن‌ها به این طریقه، پول اعتباری بیشتر می‌توانند خلق کنند و در نتیجه سود بیشتری عایدشان می‌شود.

لایه سوم سطح تکنیکی:

بانک‌ها در آخرین لایه، به واسطه‌ی وام‌هایی می‌دهند از مردم سود و جریمه دیرکرد دریافت می‌کند و به سپرده‌‌گذاران نیز سودهایی پرداخت می‌کنند. این سطح از رباخواری بانک‌ها در واقع همان رباخواری آشکاری است که مردم به راحتی آن را مشاهده می‌کنند و برای‌شان ملموس است. به همین علت عمده مباحثی که پیرامون ربای بانکی مطرح می‌شود ناظر به این لایه است؛ در صورتی که سیستم بانکداری علاوه‌بر رباخواری در این لایه که سطح خرد محسوب می‌شود، در دو لایه‌ دیگر که سطح کلان به حساب می‌آید گرفتار ربا است. از این‌رو رباخواری از طریق خلق پول بانک‌ها و خلق پول‌ بانک مرکزی و در یک سطح بالاتر، رباخواری از طریق خلق پول بدون پشتوانه توسط بانک مرکزی آمریکا نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد.

 




طبقه بندی: بانکداری غیر اسلامی، 
برچسب ها: دلار، جنگ ارزی، بانک، بانک و ربا، بانکداری ربوی، خلق پول، چاپ پول،  
[ دوشنبه 18 بهمن 1395 ] [ 12:19 ق.ظ ] [ احمد ادریسی ]
.: کرسی آزاد اندیشی :.

تعداد کل صفحات : 40 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :